آخرین اخبار

چرا عربستان تقویم هجری خود را به میلادی تغییر داد؟

«ایرانی باید ظاهرا و باطنا، جسما و روحا فرنگی‌مآب شود و بس.» عبارتی که حسن تقی زاده یک سده پیش برای آغاز فرآیند مدرنیزاسیون در ایران به کار برد، عبارت مهمی است. این ایده که مادامی که صورت بندی دانش جامعه تغییر پیدا نکند، ابتلای دوباره به استبداد و ارتجاع اجتناب ناپذیر است، ایده مرکزی مدرنیزاسیون در منطقه ماست و مسیر آن از تغییرات فرمی در زبان، الفبا و تاریخ گذشته است. این بار قرعه به نام عربستان افتاده است.

اشتراک گذاری
23 آبان 1402
کد مطلب : 9417

تقویم عربستان

توازن/به گزارش رویداد۲۴؛ لیلا فرهادی: دولت عربستان سعودی هفته گذشته «تقویم میلادی» را به عنوان تقویم اداری و رسمی کشور انتخاب کرد؛ هرچند قرار است در موارد خاص همچنان تقویم هجری قمری مورد استفاده قرار بگیرد. مبدا تقویم هجری قمری مانند تقویم هجری شمسی، سال هجرت پیامبر اسلام معادل سال ۶۲۲ میلادی از مکه به مدینه است.

تصمیم هیات وزیران عربستان در حالی اتخاذ شده که همین کشور سال ۲۰۱۲ یعنی تنها ده سال پیش، استفاده از تقویم میلادی توسط بخش دولتی و خصوصی را ممنوع اعلام کرده بود. در آن زمان همه وزرا و سازمان‌ها مکلف شده بودند از تقویم هجری قمری و زبان عربی استفاده کنند هرچند در مواردی هم اجازه داشتند با ارجاع اولیه به تاریخ قمری، به تاریخ میلادی هم اشاره کنند.

رسانه‌های عربستانی سعی کرده‌اند تغییر تقویم را به حضور تعداد قابل توجه کارگر خارجی دراین کشور ارتباط بدهند. ماه می امسال اداره کل آمار عربستان سعودی، نتایج آخرین سرشماری انجام شده در این کشور را اعلام کرد. بر اساس این آمار، از ۳۲.۲ میلیون نفر جمعیت عربستان، تقریبا ۴۱.۵ درصد برابر با ۱۳.۴ میلیون نفر را خارجی‌ها تشکیل می‌دهند. در میان اتباع خارجی در عربستان سعودی، شهروندان سه کشور بنگلادش، هند و پاکستان بیش از ۴۲ درصد از کل جمعیت خارجی را تشکیل می‌دهند. بنگلادشی‌ها ۱۵.۰۸ درصد از کل جمعیت مهاجر در عربستان سعودی را با مجموع ۲.۱ میلیون نفر تشکیل می‌دهند. پس از آن‌ها هندی‌ها با ۱.۸۸ میلیون نفر و پاکستانی‌ها با ۱.۸۱ میلیون نفر در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

برخی رسانه‌ها علت تغییر در تقویم را توسعه تجارت خارجی در عربستان می‌دانند. «عرب‌نیوز» رسانه عربستانی در گزارشی به نقل از اساتید دانشگاه این حرکت را تحسین کرده و گفته «تصمیم کابینه وزرای عربستان برای استفاده از تقویم میلادی در حوزه رسمی و دولتی حرکت قابل تحسینی است چرا که دیگر کشور‌ها اکثرا از این تقویم برای فرآیند‌های حقوقی، مالی و رسمی شان استفاده می‌کنند. در نتیجه این تصمیم یعنی استفاده از یک تقویم به جای دو تقویم، میتواند روند تجارت عرستان با خارجی‌ها را تسهیل کند.» اما واقعیت چیز دیگری است. تغییر در تقویم یکی از مراحل چشم‌انداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان است. در سال‌های اخیر، عربستان سعودی دستخوش تحولات اجتماعی و فرهنگی اساسی شده است.

توجه به حقوق زنان، افزایش حضور زنان در محیط‌های کار، اعطای مجوز رانندگی به زنان، کاهش نقش و نفوذ روحانیون در دولت و جامعه و حتی تعدیل قانون اجبار برای بستن مغازه‌ها در وقت نماز از جمله تغییراتی است که بن سلمان در چشم‌انداز ۲۰۳۰ اعمال کرده است.


بیشتر بخوانید: چهره خاورمیانه در جهان تغییر می‌یابد یا تاریخ تکرار خواهد شد؟


سابقه ترکیه در فرآیند نزدیک شدن به غرب

در انتهای جاده‌ای که عربستان در آن می‌تازاند، ترکیه یک دهانه مغازه دارد. فرآیند غرب‌گرایی در ترکیه با مصطفی کمال آتاتورک پدر ترکیه نوین شناخته می‌شود. نتیجه تلاش‌های آتاتورک برای مدرن کردن ترکیه به روش غربی به‌گونه‌ای بود که زنان ترک خیلی زودتر از اکثر زنان غربی حق رای به دست آوردند. در این مسیر آتاتورک دست به تغییرات فرمی هم زد. یکی از این تغییرات، تغییر الفبای عربی به لاتین و تغییر تقویم رسمی کشور بود. سال ۱۹۲۶ ترکیه جدید تقویم میلادی را به عنوان تقویم رسمی ترکیه انتخاب کرد. در دوران عثمانی هر دو تقویم اسلامی یعنی هجری قمری و شمسی مورد استفاده قرار میگرفتند.

اول نوامبر ۱۹۲۸ هم الفبای عربی به لاتین تغییر کرد. این اقدام یکی از رادیکال‌ترین اقدامات آتاتورک در مسیر آنچه «اصلاحات اجتماعی در تاریخ مدرن ترکیه» خوانده می‌شود، بود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند تغییر الفبا در واقع بخشی از حرکت برای تغییر عقل ترکیه از یک سیستم شرقی-اسلامی به سمت یک سیستم غربی-سکولار بوده است.

تلاش بعدی آتاتورک در سال ۱۹۳۲ انجام شد. آتاتورک در یک تغییر زبانی تهاجمی، اصلاحات آموزشی را با هدف «تصفیه» زبان از کلمات، صفت ها، قید‌ها و اصطلاحات عربی و فارسی به عنوان بخشی از سیاست «ترکیه جدید» آغاز کرد.

کمتر از یک سده بعد جامعه ترکیه تغییرات چشمگیری پیدا کرده و همه این اقدامات در چهارچوب از خودبیگانگی و غربزدگی مورد انتقاد قرار گرفته و حزب مسلط سال‌هاست که نه با شعار حرکت به سمت غرب، بلکه با سیاست «احیای امپراتوری عثمانی» در جامعه محبوبیت پیدا کرده است.

رجب طیب اردوغان همه جلوه‌های غربزدگی ترکیه نوین را زیر سوال برده است. سال ۲۰۱۴ اردوغان در مراسم اهدای جوایز هیات‌های علمی ترکیه گفت «ما زبانی داشتیم که برای علم بسیار مناسب بود. با این حال یک شب خوابیدیم و صبح روز بعد زبان ما از بین رفت. اکنون ما به کشوری تبدیل شده‌ایم که به زبان‌های خارجی علم می‌آموزد و می‌آموزاند. هزاران کلمه و زبان فراموش شده است. ساختار زبانی که برای استخراج کلمات و عبارات جدید مناسب بود، از بین رفته است.» او با همین استدلال یک دوره زبان عثمانی را در برنامه درسی وزارت آموزش و پرورش ترکیه اجباری کرد.

آنچه تحت عنوان نقد به غربی‌سازی توسط اردوغان جالب است، خاستگاه این نقد در جامعه ترکیه است. اورهان پاموک برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۰۶ و نویسنده نامدار ترکیه است. آثار محبوب پاموک سرشار از نقد مشابه به فرآیند مدرنیزاسیون در ترکیه است. او در کتاب «استانبول؛ خاطرات و شهر» می‌گوید «در نتیجه اصلاحات آتاتورک، ترکیه به کشوری سکولار تبدیل شد؛ الفبای آن لاتین شد؛ تقویمش میلادی شد و استفاده از کلاه عثمانی (فینه) ممنوع اعلام شد.»

به زغم پاموک، در رقابت برای پشت سر گذاشتن گذشته عثمانی و ورود به آینده‌ای غربی، نخبگان ترک مرتکب خطایی شدند که نسل‌های آینده جزای آن را می‌پردازند. او می‌گوید «آن‌ها برای ایجاد فرهنگ استانبولی ارگانیک، تلاش نکردند.»

پاموک در کتاب «زنی با مو‌های قرمز» حسرت از دست رفتن فرهنگ ترکیه در فرآیند مدرنیزاسیون آتاتورک را با ارجاع به دو اسطوره ایرانی و یونانی توضیح می‌دهد. او در بخشی از رمان به تاسف «جم» شخصیت ترک در لحظه تماشای تصویری از شاهنامه فردوسی اشاره می‌کند کتاب و می‌گوید «در ترکیه، به محض اینکه به سمت غرب روی آوردیم، همه چیز دربارع ایران را فراموش کردیم. ایرانی‌ها مثل ما ترک‌ها نبودند که آنقدر غربی شده بودیم که شاعران و اسطوره‌های قدیمی‌مان را فراموش کنیم. آن‌ها هرگز شاعرانشان را فراموش نخواهند کرد.»

با این عبارات، پاموک ترکیه مدرن را سرزنش می‌کند که تلاش کرد هر آنچه از عثمانی باقیمانده بود را کنار بزند تا مدرنیته اروپایی را ایجاد کند. او این حسرت را با عبارت دیگری توضیح می‌دهد. او می‌گوید ترکیه مدرن تمایل شدیدی به «آتش زدن عمارت‌های چوبی عصر عثمانی در امتداد بسفر» داشت؛ «تخریب ناگهانی آخرین آثار یک فرهنگ و تمدنی بزرگ که ظاهرا ما با جنونی که برای تبدیل کردن استانبول به یک شهر درجه دو رنگ پریده غربی داشتیم، برای به ارث بردن آن فرهنگ اصیل مناسب نبودیم یا آمادگی آن را نداشتیم.»

مقایسه عربستان و ترکیه در روند مدرنیزاسیون

شاید انتظار بروز چنین حسرتی در عربستانی‌ها در سال‌های آینده، کمی دور از ذهن باشد. مقایسه جامعه ترکیه با عربستان کار غلطی است. ترکیه جامعه مدنی قوی با ریشه‌های فرهنگی مستحکمی دارد. جامعه عربستان سنتی است و روحانیت سلفی عربستان سال‌ها با هر گونه تحولی بر خلاف دستورات اسلام مخالفت کرده است، اما آنچه عربستان فاقد آن است، جامعه مدنی است. قوانین سفت و سخت اسلام وهابی سال‌ها زنان و اقلیت‌ها را از رسیدن به کوچکترین حقوقشان محروم کرده بود، اما هیچ اعتراض و اقدام قابل توجهی علیه این قوانین مرتجعانه وجود نداشت و اگر هم اعتراضی صورت میگرفت محدود و بعضا با حمایت خارجی بود (به حمایت ایران از اقلیت شیعه عربستان و بحران یوم النمور بعد از اعدام شیخ نمر نگاه کنید)

تا سال ۲۰۱۵ هیچ قانونی برای به رسمیت شناختن حقوق سندیکاها، نهاد‌های مدنی و سازمان‌های مردم نهاد در عربستان وجود نداشت. به تعبیر موسسه کشور‌های خلیج فارس (این موسسه آمریکایی از عنوان جعلی خلیج عربی برای موسسه خود استفاده می‌کند)، تا این سال اساسا هیچ سازمان مستقل مدنی در عربستان وجود نداشت و همه سازمان‌های به اصطلاح مدنی، دولتی یا تحت نفوذ آل‌سعود بودند. حتی قانونی که سال ۲۰۱۵ به منظور سازماندهی نهاد‌های مدنی در عربستان به تصویب رسید هم به اذعان محافل غربی، شرایط را برای کار این نهاد‌ها تسهیل نکرده است.

در عربستان سعودی قوانین تنها زمانی تغییر می‌کنند که «اراده حاکمیتی» وجود داشته باشد. جامعه عربستان انطباق‌پذیری عجیبی با استبداد حاکم دارد، خواه این استبداد واپس‌گرا باشد یا تجددگرا. این بار هم آل‌سعود به رهبری محمد بن سلمان در جهت سرکوب روحانیت به سمت مدرنیزاسیون و غربی شدن کشور قدم برداشته است. تصور اینکه در آینده حسرتی برای بازگشت به دوران طلایی ارتجاع وهابی در عربستان وجود داشته باشد کمی دور از ذهن است، اما تجربه نشان داده این احتمال را هیچ وقت نباید نادیده گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 8 =