آخرین اخبار

در مدرسه روزنامه‌نگاری دولتی روسیه چه می‌گذرد؟/ تاریخ جهان به روایت ولادیمیر!

نشریه اکونومیست گزارشی درباره یک کالج در مسکو نوشته که در آن دانشجویان رسانه روسی یاد می‌گیرند چطور در یک جنگ مقدس بجنگند. این گزارش یادآور اظهارات علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبری در امور بین‌الملل است که چندی پیش گفته بود: «رفتار آقای پوتین نشان‌دهنده اعتقاد به معنویت است؛ به این ترتیب که در گذشته حاکمان کرملین بی‌خدا و آتئیست بودند و اکنون از رئیس تا پایین‌ترین حد سکنه‌های آن کشور نوعاً یا مسیحی هستند، یا مسلمان یا به کلیسا می‌روند یا به مسجد.»

اشتراک گذاری
29 مرداد 1402
کد مطلب : 7095

مدرسه روزنامه نگاری روسیه

توازن/به گزارش رویداد۲۴؛ لیلا فرهادی: «کیت دی پوری» یادداشتی در نشریه اکونومیست نوشته و در آن از وجود یک موسسه آموزش روزنامه‌نگاری دولتی در روسیه خبر داده که آموزش‌های ویژه‌ای به دانشجویانش می‌دهد. یک صبح دوشنبه یخی در مسکو بود. در «موسسه فرهنگ دولتی» شهر، «یوری کوت» مصمم است آتشی را بیافروزد. «روسی بودن به چه معناست؟» کوت – مردی بلوند ۴۷ ساله که سخنان وطن‌پرستانه‌اش او را به مهمان محبوب برنامه‌های تلویزیون‌های روسیه تبدیل کرده است. او رئیس بخش روزنامه‌نگاری این مؤسسه است.

حدود ۳۰ دانشجوی کارشناسی در کلاس درسی جمع شده‌اند که دیوار‌های آن نمناک است. آن‌ها از اقسا نقاط روسیه می‌آیند. این موسسه معتبرترین مدرسه روزنامه‌نگاری مسکو نیست، اما یکی از مقرون به صرفه‌ترین آنهاست. برای برخی از جوانان، داشتن شغلی در دستگاه رسانه‌ای دولتی روسیه بهترین راه برای فرار از بن بست زندگی به نظر می‌رسد. رسانه‌های خبری با بودجه خوب در سراسر کشور خط کرملین را دنبال می‌کنند و به کارکنان زیادی نیاز دارند. تنها یکی از شرکت رسانه‌ای روسیه بیش از ۲۲۰۰۰ نفر را استخدام کرده است.

این موسسه یکی از تامین‌کنندگان این امپراتوری است و روزنامه‌نگاران آینده را در زمینه تدوین، فیلمبرداری و تکنیک‌های تحقیق آموزش می‌دهد. کلاس کوت در مورد «امنیت اطلاعات» اجباری است. او دستورالعمل‌های چگونگی نوشتن گزارش‌های بین‌المللی را ارائه می‌دهد. در عمل «کوت» شاگردانش را در ایدئولوژی غوطه‌ور می‌کند تا در نهایت بتوانند برای یکی از کانال‌های خبری اصلی کار کنند.

سوال او در مورد معنای روسی بودن با سکوت مواجه می‌شود. در نهایت مرد جوانی که کراوات پوشیده و ژاکت لاکوست به تن دارد، جواب می‌دهد. «نوع خاصی از میهن‌پرستی؟» کوت تایید می‌کند. به نظر می‌رسد دیگران را تشویق می‌کند. زن جوانی با مو‌های صورتی و آبی می‌گوید: «داستایفسکی». «آره! امپراتوری! آره!»

کوت تاریخ تزاری، علل جنگ در اوکراین و اصول مسیحیت ارتدکس را توضیح می‌دهد. (او آخرین مورد را به ویژه برای آموزش روزنامه‌نگاری مهم می‌داند.) او تأکید می‌کند که اوکراین –جایی که او در آنجا متولد و بزرگ شده است– همیشه بخشی از روسیه بزرگ بوده است.


مقالاتی برای مطالعه در این زمینه

ریشه‌های سنتی در ادبیات و هنر روس/ جدال اسلاو‌ها و غرب‌گرایان چگونه تاریخ روسیه را رقم زد؟

مدرن‌سازی با گفتمان بازگشت به خاک مقدس/ ایده روسیه مقدس از کجا آمده است؟

ناسیونالیسم چیست؟


او می‌گوید: «تمدن روسیه بر پایه هزاران سال تاریخ و فرهنگ بنا شده است. دو زن جوان در کلاس نگاه‌های تندی رد و بدل می‌کنند، انگار قبلاً این سخنرانی را شنیده‌اند. کوت به دانش‌آموزانش می‌گوید که آمریکا و اروپا در صدد ریشه‌کن کردن تمدن متمایز روسیه هستند. غرب قطب‌نمای معنوی خود را از دست داده است، «بر خلاف دختران روسی ما که هنوز زیبا هستند و دامن‌های کوتاه می‌پوشند.»

اینکه بگوییم دانش‌آموزان چقدر او را جدی می‌گیرند کار ساده‌ای نیست. مانند جوانان در همه جا، اکثر اوقات با تلفن همراه خود مشغولند. در حالی که کوت سخنرانی آتشینی می‌کند، زن جوانی را دیدم که چرت می‌زند و سرش روی دست‌های تا شده روی میز قرار دارد.

در پایان درس، کوت تکالیف را تعیین می‌کند: دانشجویان روزنامه‌نگاری باید یک پاراگراف در مورد قتل تزار نیکلاس دوم بنویسند و یک خطبه قرن یازدهمی را بخوانند (کلیسای ارتدکس روسیه نقشی کلیدی در حمایت از پوتین و جنگ او داشته است.)

بعد از کلاس، با دانش‌آموزان کوت گپ می‌زنم تا بفهمم آن‌ها از تحصیلاتشان چه می‌گویند. الکساندر، مرد جوانی با رفتاری نسبتاً تند می‌گوید: «جوانان نمی‌توانند با تبلیغات دولتی ارتباط برقرار کنند، زیرا از سیستمی پشتیبانی می‌کند که همه می‌دانند فاسد است، و به مشکلات واقعی که در اطرافمان می‌بینیم رسیدگی نمی‌کند.»

اسکندر فی‌نفسه با جنگ مشکلی ندارد. اما او می‌گوید که مشکلات واقعی روسیه –فقر و سوء مصرف مواد مخدر در بین جوانانش– نادیده گرفته می‌شود. او نمی‌خواهد در شبکه‌های خبری دولتی کار کند. در عوض قصد دارد فیلم‌های تبلیغاتی برای هیئت‌های گردشگری بسازد.

تانیا، دانشجوی یکی از شهر‌های بزرگ صنعتی سیبری، می‌گوید که این دوره را ناامیدکننده می‌بیند. او مهارت‌های عملی مورد نیاز خود را یاد نمی‌گیرد، بنابراین سعی می‌کند این مهارت‌ها را خارج از کلاس درس بیاموزد. او نمی‌خواهد به کارخانه خبری دولتی بپیوندد و امیدوار است در صنعت سرگرمی کاری پیدا کند. اما او آشکارا کوت را به چالش نمی‌کشد. او می‌داند که برای فارغ‌التحصیلی با نمره خوب چه چیزی لازم است.

تعیین میزان تأثیر پخش اخبار در رسانه‌های دولتی روسیه دشوار است. مخاطبان تلویزیون معمولا پیر و به شدت طرفدار پوتین هستند. جوانان روس اخبار خود را از اینترنت دریافت می‌کنند. ویدیو‌ها و مقالات ارسال شده در تلگرام، تصویر دقیق‌تری از وضعیت ارتش روسیه نسبت به خط رسمی خبری این کشور ارائه می‌دهد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که بیش از نیمی از کشور خواهان مذاکرات صلح هستند.

ماشین تبلیغاتی برای اینکه مردم را متقاعد کند که شکست‌های میدان جنگ در واقع یک پیروزی است، مشکل دارد، اما میزان محبوبیت شخصی پوتین را تقویت کرده است. این میزان محبوبیت برای مردی که ناچار شده کشورش را به باتلاق نظامی کشانده است، به‌طور غیرطبیعی بالا است. اگر تلویزیون روسیه را تماشا کنید خواهید فهمید که روسیه مورد حمله نیرو‌های قدرتمند قرار گرفته است. این حس مورد حمله واقع شدن، بینندگان را به رهبرشان پیوند می‌زند. پوتین به طرز ماهرانه‌ای کلیسای ارتدکس را انتخاب کرده تا از این ایده حمایت کند که روسیه دارای ارزش‌های متمایزی است که غرب با آن مخالف است. ارائه کوت، هر چند ممکن است گیج‌کننده باشد، اما بازتاب دقیقی از روایت‌های رسمی است: روسیه با یک تهدید وجودی از جانب غرب مواجه است و مقابله با این تهدید چیزی کمتر از جنگ مقدس نیست.

کوت در موقعیت خوبی برای ارائه این پیام با کمی درام است: ۲۰ سال پیش او قبل از اینکه به عنوان مجری برای یک کانال تلویزیونی طرفدار روسیه در اوکراین کار کند، در فیلم‌های اوکراینی بازی می‌کرد. پس از شروع اعتراضات علیه نفوذ روسیه در کیف در سال ۲۰۱۳، کوت به مسکو رفت و در آنجا به سرعت به یک مفسر رسانه‌ای در مورد اوکراین تبدیل شد. او اکنون میهمان ثابت برنامه‌های گفتگوی پربیننده تلویزیونی است.

کوت را در دفترش ملاقات کردم. دفتر او با نماد‌های ارتدکس و پرتره‌های پوتین و تزار‌های گذشته تزئین شده است. او سنت‌های «سالم» روزنامه‌نگاری روسی را برای من شرح می‌دهد. او توضیح می‌دهد که روسیه فرهنگ ژورنالیستی برتری نسبت به غرب دارد، زیرا این فرهنگ مبتنی بر «اصول میخائیل لومونوسوف» دانشمند و نویسنده قرن هجدهم است.

برای من روشن نیست که فلسفه «لومونوسوف» چگونه بر تلویزیون روسیه تأثیر می‌گذارد، اما توجه کوت به این سمت رفته است. من سعی می‌کنم نگاه او به تاریخ منطقه‌ای از منظر ارتدکس را دنبال کنم. در نهایت، او منتظر می‌ماند تا من سؤالاتم را بپرسم. از او پرسیدم چگونه دانش‎آموزان را برای مقابله با مسائل اجتماعی مبرم خارج از جنگ اوکراین، مانند تغییرات آب‌وهوا، مجهز می‌کند؟ کوت پاسخ می‌دهد که دوره او بر اساس «الزامات اخلاقی ده فرمان» است. او می‌گوید دانش‌آموزان او علاقه‌ای به تغییرات اقلیمی ندارند.

کوت می‌تواند برای دانشجویان جوانش کار ایجاد کند. او برای برخی از فارغ‌التحصیلان در شبکه‌های تلویزیونی دولتی در شرق اوکراین مشاغل سطح پایه را تضمین کرده است. سایر دانشجویان تجربه کار در مستند‌های او، درباره تاریخ تجدیدنظرطلبانه اوکراین، را داشتند. این مستند‌ها بیش از ۱۰۰۰۰ بازدید در یوتیوب داشته است.

همه دانش‌آموزان سازش‌های ایدئولوژیک لازم برای بهره‌مندی از حمایت کوت را ندارند. کوت یک مهمان را برای سخنرانی در مؤسسه آورده بود: یک شخصیت تأثیرگذار آلمانی طرفدار کرملین به نام آلینا لیپ. لیپ که در مناطق تحت اشغال روسیه در اوکراین زندگی می‌کند، حامی سیاست‌های جنگ‌طلبانه کرملین در تلگرام است.

ویدئویی از یکی از مراسم‌هایی که لیپ در آن سخنرانی کرده وجود دارد که نشان می‌دهد او شال سنتی روسی به سر دارد و از تجربیات خود در جبهه صحبت می‌کند. لیپ شروع می‌کند: «کار‌ها در طرف روسیه واقعاً بد پیش می‌رود. کوت می‌پرد تا توضیح دهد: روسیه پیروز خواهد شد، روسیه نمی‌تواند ببازد -، اما فقط تصور کنید اگر برنده نشود چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

در ردیف جلو، دانش‌آموزان با تاپ‌های کراپ و گوشواره‌های حلقه‌ای نشسته اند. صدایی از پشت بلند می‌شود: پنج دانشجو بلند می‌شوند و از سالن سخنرانی خارج می‌شوند. کوت به دستیارش اشاره می‌کند که با عجله در را قفل می‌کند و از خروج بیشتر جلوگیری می‌کند.

کوت به دانش‌آموزان باقی‌مانده که روی صندلی‌های خود فریز شده‌اند و مطمئن به نظر نمی‌رسند، می‌گوید: «بر خلاف غرب، در روسیه می‌توانید دیدگاه متفاوتی داشته باشید و هیچ اتفاقی برای شما نخواهد افتاد.»

این صحنه توسط خبرنگاری که در سالن حضور داشت و در حال تهیه گزارشی از لیپ بود شکار شد. پس از سخنرانی، همان روزنامه‌نگار شنید که کوت فوراً نام پنج دانش‌آموزی که اتاق را ترک کرده‌اند، خواسته است. وقتی از کوت در مورد این حادثه می‌پرسم، او پاسخ می‌دهد «آن‌ها اصلاً معترض نبودند». او می‌گوید «نه، یکی از دختر‌ها پیامی روی تلفنش دریافت کرد و به گریه افتاد و بقیه همه بیرون رفتند تا از او مراقبت کنند – گربه‌اش تازه مرده بود!»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده − 2 =