جدیدترین خبرها

همه حاضرند ، فقط یک نفر غایب است: مفاهمه تحول گرایان ‏

رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی گفت: هنوز برای بعضی از مدیران رده نخست به ‏درستی فهم نشده است که ساحت‎های تربیت در مجموعه اقدامات تحولی چه جایگاهی دارد.

اشتراک گذاری
25 آبان 1400
کد مطلب : 427516

به‬ گزارش‬ خبرنگار‬ مهر، ‬ حسن‬ ملکی‬ رئیس‬ سازمان‬ پژوهش‬ و‬ برنامه‬ ریزی‬ آموزشی‬ در‬ یادداشتی‬ که‬ در‬ اختیار‬ خبرگزاری‬ مهر‬ قرار‬ داد‬ به‬ بحث‬ تحول در نظام تعلیم و تربیت کشور ‬ پرداخت.‬ متن این یادداشت را در ادامه می خوانید:

‬ تحول در نظام تعلیم و تربیت کشور ‬ضرورتی اجتناب ناپذیر است و مفاهمه تحول گرایان ضرورتی بالاتر. ‏چنانچه این فهم متقابل و این باور عمیق شکل نگیرد هر نوع تلاش و هم اندیشی‎ه‬ ای افراد و گروه‬ ‎های تحولی به ‏فاصله‎‬ ها می‬ ‎افزاید. این ضعف اساسی در درک متقابل تحولی قبل از سطوح پایین در بین مدیران لایه اول مشاهده ‏می‬ ‎شود. بنا به مثلِ فیل داستان مثنوی مولوی هرکس از تحول همان را می‎‬ خواهد که آن را حس کرده است. به ‏همین دلیل در بیان مطالبات تحول‎گرایانه بین مدیران فاصله زیادی دیده می‎‬ شود. یکی از جهت کمبود نیروی ‏انسانی سختی‬ ‎هایی کشیده است تحول را در تأمین نیروی انسانی توانمند و یا در توانمندسازی معلمان و مدیران ‏معرفی می‎‬ کنند.

آنانی که به طور تکراری در خصوص برنامه‎‬ های درسی و‬ کتاب‎های درسی مطالبی شنیده و با ‏سختی‎‬ هایش سر کرده‬ ‎اند چاره کار تحول را در تحول برنامه درسی تلقی می‎‬ نمایند. هریک از بخش‎‬ های دیگر ‏نیز همین وضع را دارند. از جهت مفهومی نیز وضع مشابه وجود دارد. هنوز برای بعضی از مدیران رده نخست به ‏درستی فهم نشده است که ساحت‎های تربیت در مجموعه اقدامات تحولی چه جایگاهی دارد. در کجا و چگونه ‏باید به ساحت‎ها پرداخت یا هنوز ابهام جدی بین متولیان اصلی وجوددارد که “چگونه باید سند تحول را اجرا ‏نمود؟ “اصلاً آیا مجاز هستیم از اجرای سند سخن بگوییم؟ اصلاً باید اجرا کنیم یا اینکه کتابچه سند تحول ‏بنیادین را پیش روی خود قرار دهیم و به آن تماشا کنیم؟ گویی چنین فکر می‎‬ کنند که هر قدر بیشتر به فیزیک ‏سند بنگریم در اجرای سند خبره‎‬ تر می‬ ‎شویم.

به همین ترتیب، هنوز در فهم دقیق مفاهیم اساسی موجود در اسناد ‏تحولی اشتراک فهم لازم به وجود نیامده است. اینکه “فطرت” به چه معناست و در بین مفاهیم تحولی چه ‏جایگاهی دارد؛ درک مشترک پدید نیامده است. لذا از این نمونه‎‬ ها می‬ ‎توان به طور متعدد بیان نمود. چرا این ‏مفاهمه علیرغم گذرسال‎ها و سعی‎‬ ها در عرصه تحول شکل نگرفته و فقدان آنچه لطمه‬ ‎ای به اصل موضوع وارد ‏کرده است؟ به نظر نگارنده به این دلیل مفاهمه برقرار نشده که مقدمه لازم برای آن وجود نداشته است. مفاهمه ‏در هر چیز به اراده جدی و باور به مفاهمه محتاج است. اگر طرفین مفاهمه اراده محکم و قوی برای فهم متقابل ‏نداشته باشند و اصولاً در تحقق این اراده تردید جدی داشته باشند؛ مقدمه مفاهمه ایجاد نشده است. اعتقاد جدی ‏دارم که در خصوص اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش همین ضعف بسیار اساسی رخ داده است. ‏اراده قوی که مقدمه مفاهمه است وجود نداشته و هنوز هم وجود ندارد: ممکن است کسی و کسانی بپرسند پس ‏این همه سروصدای تحولی چیست؟ باید گفت همان سروصداست.اگر سَرها به سرّها تبدیل نشود و صداهای ‏صائب صید نشوند اراده برای تحول پدید نمی‎‬ آید. هرچیزی به سرّ تبدیل شد “سرّگشا” پیدا می‎‬ شود. مشکل ‏همین است که هنوز پس از سال‎ها موضوع تحول به سرّ تبدیل نشد تا سرّگشا از راه برسد.‏

‏ حضرت آقا، رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی ایران در رأس از اسرار تحول و از سیر تحول مطالب زیادی ‏فرموده‎‬ اند ولی در سطوح پایین آن سرّ به یک موضوع روز ولی بدون “راز” بدل گشته است.

مشکل اجرای سند ‏تحول همین است که همه فکر می‎‬ کنند که سند را اجرا می‬ ‎کنند. هرکاری که کرده‬ ‎اند در جهت اجرای سند رخ ‏داده است. اگر این طور است پس چرا ثمراتش را نمی‎‬ بینیم؟ چرا نتایج آن در زندگی دیده نمی‎‬ شود؟ همین ‏تلقی‎های ناصحیح باعث شد فرصت‎های زیادی از دست بدهیم و تهدیدهای زیادی را به دست خودمان متوجه ‏اجرای سند کنیم. چرا باید هنوز تلقی این باشد که اگر بسته‬ ‎های تحولی را اجرا کنیم به معنای اجرای سند است؟ ‏یا بعضی چنین بیاندیشند که چنانچه زیرنظام‬ ‎ها را به اجرا در آوردیم در جهت سند حرکت می‎‬ کنیم. همه آن ‏اقدمات بی تردید آثاری دارد ولی هیچیک از آن‎ها اجرای واقعی سند نیست با کمال تأسف هنوز این حقیقت از ‏جهت نرم افزاری و فکری جانیفتاده است که سند تحول جایگاه مبنایی دارد و اصولاً با مبنا چه مواجه‬ ه‎ای باید ‏داشته باشیم؟ منطقاً در مسیر تحول چه نسبتی با مبنا باید برقرار کنیم؟ بناها با مبناها چه رابطه و نسبتی باید داشته ‏باشند؟ البته هر کس این نسبت را به طور شایسته متوجه نشود باید الزاماتش را نیز بپذیرد باید متعهد به لوازم آن ‏باشد باید خود را برای یک دگردیسی تحولی آماده کند. خیلی‎‬ ها حوصله این کارها را ندارند. سهل بینی و سهل ‏اندیشی متأسفانه اختلال اساسی ایجاد کرده است. باعث شده است که ما در نظام تعلیم و تربیت خود ده سال را ‏از دست بدهیم و پایان هر سال نیز گزارش زیبا تهیه و تقدیم کنیم و کار خود را نیز مورد ستایش قرار دهیم؛ ‏مشکل ما در اجرای سند دقیقاً همین جاست. “درست ندیدن و درست عمل نکردن “؛ حال چه باید کرد؟ چشم ‏ها را باید شست، طور دیگر باید نگریست. ‏

بی تعارف بگویم که ما برای رهایی سند تحول از مظلومیت؛ باید نگاه خودمان را به سند از مظلومیت درآوریم. ‏ما با طرز تلقی‬ ‎های ناصحیح به اجرای سند، ظلم کرده‬ ‎ایم. باید ابتدا خودمان را رها کنیم تا سند رها شود معمولاً ‏با سند رهاسازی می‬ ‎کنند ما باید با رهاسازی خود سند را آزاد کنیم. سند تحول اسیر دست طرز تلقی‎های غلط ‏ماست. اینجانب آمادگی دارم این را با فریاد بلند بگویم که «خود را آزاد کنید سند آزاد می شود» ‏

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.