صداوسیما از بیل زدن باغچه خود هم عاجز است، چه رسد به مزرعه بزرگی به نام فضای مجازی

چکیده: غلامرضا بنی اسدی: زمین را واگذار کرده ایم و زمان را هم به سرعت از دست می دهیم. این عصاره کلام شهروندی دردمند بود به نام "لطفی" در فایل صوتی که به خط من ارسال کرده بود. می گفت: بنویسید که فکری برای جامعه بردارند متولیان محترم و مسئولان گرانقدر. نه از این نوع فکری که برای فضای مجازی برداشته اند و با چند هزارمیلیارد مدیریت آن را به صدا و سیما واگذار می کنند. تا این جای کار از بیل زدن باغچه خود هم عاجز مانده است چه رسد که مزرعه دیگری آن هم به گستردگی فضای مجازی را هم به آن واگذار کنیم.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

غلامرضا بنی اسدی: “زمین را واگذار کرده ایم و زمان را هم به سرعت از دست می دهیم.” این عصاره کلام شهروندی دردمند بود به نام “لطفی” در فایل صوتی که به خط من ارسال کرده بود. درد داشت صدایش و درد افزون تری هم در کلماتش نشسته بود. می گفت: بنویسید که فکری برای جامعه بردارند متولیان محترم و مسئولان گرانقدر. نه از این نوع فکری که برای فضای مجازی برداشته اند و با چند هزارمیلیارد مدیریت آن را به صدا و سیما واگذار می کنند. نه، صدا و سیما –که ما آرزومند جهان گیر شدنش هستیم- تا این جای کار از بیل زدن باغچه خود هم عاجز مانده است چه رسد که مزرعه دیگری آن هم به گستردگی فضای مجازی را هم به آن واگذار کنیم.

آقای لطفی که به گواه دردمندی و نگاه و کلماتش، از رزمندگان دفاع مقدس بود می گفت: بیایید یک روز من شما را به مناطق مختلف شهر خودمان، مشهد، می برم و در وییو کلوپ های بالا و پایین شهر می گردانم تا ببینید جوانان ما به دنبال چه محتوا و فیلم هایی هستند. متاسفانه رسانه بزرگ تصویری ما نتوانسته است با تولیدات خود، مخاطب را نگه دارد و امروز شاهدیم که بسیاری از مردم از “تلویزیون” فقط همان سخت افزار نمایشگر را دارند و محتوا را- با هزار تاسف- از ماهواره می گیرند و عملا شاهد گرفتار شدن هموطنان مان در تور های رسانه ای بیگانه ایم.

او دلخور بود از شرایط و می گفت که باید صاحب نظران با شناخت دقیق جامعه مخاطب، محتوا تولید کنند تا فرزندان وطن سر سفره بیگانه ننشینند که اگر لقمه ای سالم بدهد، ده لقمه دیگرش را آلوده در حلق ما فرو خواهد کرد. حرف دیگرش هم این بود که مسئولان به دست خود، مردم را فراری می دهند. یک نمونه اش، حذف نود و عادل فردوسی پور و رامبد جوان و….. می گفت: قرار نیست که پشت سر این ها نماز بخوانیم که بخواهیم طول و عرض عدالت و تقوایشان را بسنجیم. می خواستیم فرزندان مان پای تلویزیون خود ما بنشینند و سر شان به چیزی گرم شود که اگر شفا ندهد لااقل کور هم نکند.

خیلی حرف داشت این شهروند گرامی. از زبان های اهل درد هم از این جنس سخن کم نشنیده ام. برخی از عزیزان هم با بیان این که “قلمت را دیده و نوشته هایت را در رسانه ها خوانده ایم” بر این قلم منت نهاده و خواسته اند که بیان کننده “درد گفته” هاشان باشیم که تجربه فیلترینگ، نه تنها شکست خورده است که فاجعه آفرین هم هست.

مثل همین “تلگرام” که نه تنها باعث کاهش مخاطبانش نشد که بسیاری مردم را به سمت فیلتر شکن کشاند تا عملا پا روی قانون بگذارند. از این بدتر هم آن که بسیاری از افراد به ویژه نسل نو از کوچه های باز شده با وی پی ان، به میدان های “بسیار آلوده” رسیدند. که مگر فیض روح اقدس مدد فرماید و به سلامت عبورشان دهد.

باری، از تجربیات این چنینی درس بگیریم. بدانیم وقتی تلویزیون با فضای گسترده و انحصاری در اختیار در جلب مخاطب کارنامه امروز را دارد. واگذاشتن تولی گری فضای مجازی به این تشکیلات عریض و طویل، جز سوختن فرصت ها رهاورد دیگری نخواهد داشت. دوستان صدا و سیما هرچه هنر داشته اند در همین میدان عرضه کرده اند. در میدان تازه، طرحی نو و سوغاتی قیمتی تر نخواهند داشت…

Share on twitter
Twitter
Share on email
Email
Share on linkedin
LinkedIn
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on telegram
Telegram
Share on print
Print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.