جدیدترین خبرها
صفحه نخست / دسته‌بندی نشده
  • تحرکات و فعالیت‌های انتخاباتی در استان؛ دو سال مانده به انتخابات (بخش دوم؛ حوزه انتخابیه کهگیلویه)

    در دوئل عدل و موحد به نظر می‌رسد جای برای نفر سومی نباشد اصلاح طلبان ان دیار سال‌ها دچار رخوت مطلق و اختلافات شدید هستند و یا نیرو ندارند و اگر دارند ان دو جریان بخشیش با ان مخالفند و یا هم تایید صلاحیت نمی‌گیرند.

    اشتراک گذاری
    14 بهمن 1396
    کد مطلب : 311755

    بخش دوم؛ حوزه انتخابیه کهگیلویه

    گروه سیاسی کبنانیوز در خصوص مسائل مختلف سیاسی استان کهگیلویه و بویراحمد مطالبی را به صورت ‘گزارش میدانی و تحقیقاتی برای اطلاع مخاطبین گرامی انتشار می‌دهد، این مطالب بدون شک با نقص و ایراد همراه است، مخاطبین گرامی می‌توانند با انتشار یادداشت‌های خود نوشتارهای که در پی می‌آید را نقد یا تأیید نمایند.

    وضعیت سیاسی و انتخاباتی کهگیلویه اگر چه در ظاهر شرایطی متفاوت و خاص دارد ولی در مجموع یک کپی از کل کشور و استان است. در اینجا هم چند نفر به صورت انحصاری عنان هم چه چیز را در دو جریان سیاسی در دست دارند و اجازه عرض اندام به دیگران نمی‌دهند. اینکه برخی افراد رهبر و لیدر جریان سیاسی باشند، اشکالی ندارد اما این لیدر بودن باید در خدمت منافع مردم و جریان سیاسی باشد نه اینکه همین چند نفر در این چند دهه اگر نماینده مجلس نیاز است خودشون پیش قدم باشند اگر قرار بر معرفی مدیر باشد هم خودشان باشند، اگر تقدیری است خودشان باشند و ….

    در دهدشت این سید محمد موحد است که هنوز هم با وجود سن بالا، تلاش بیشتری نسبت به همین صندلی مجلس که زمانی دهدشتی‌ها شعار می‌دادن «حقشه»، می‌کند. در جریان رقیب هم منطقیان و لاهوتی نمی‌توانند دل بکنند و به جوانترها میدان دهند هر چند طرفداران هر کدام می‌گویند این دو خود چیزی نصیبشان نشد و فقط هزینه می‌دهند، ولی به صورت منطقی اثبات چنین ادعایی پذیرفتنی است یا خیر در توان این مقاله نیست. شرایطی که در گچساران حاکم است و تاجگردون‌ها در همه سال‌های بعد از انقلاب یک طرف معادلات سیاسی آنجا بوده‌اند. با این تفاوت که این تاجگردون خوب موفق بوده است و خوب کار می‌کند. در مورد عملکرد تاجگردون نیاز به شرح بیشتری است و مفصلاً به آن پرداخته خواهد شد.

    در بویراحمد هم نام هدایتخواه که درس اخلاق و دوری از دلبستگی به تعلقات دنیوی می‌دهد به سایه سنگین سید باقر اضافه شده است و گویی که انتخابات بویراحمد قرق او باشد.

    در این میان برخی مردم نیز مقصرند آنها هم چون منافع خودشان را در همین اشخاص می‌بینند پس جز این افراد به دیگران بها نمی‌دهند. دو دور قبل درست یا نادرست همین آقای هدایتخواه گفت من استخاره کرده‌ام و نمی‌آیم و یا دور قبل گفته می‌شد، به گچساران رفته بود تا خودش را مخفی کند ولی چگونه پیدایش شد، معلوم نیست. اما با این وجود هم کاروانی راه افتاد، تا ایشان را به فرمانداری بویراحمد بیاورند تا ثبت نام کند.

    نخبگان یا به اصطلاح نخبگان سایسی استان هم بی تقصیر نیستند، آنها هم هرگز جرات مستقل آمدن و عرض اندام ندارند و نگرانند زیر پای این به اصطلاح بزرگان سیاسی له شوند و اگر هم بیایند با پرچم ضد توسعه‌ای قومی می‌آیند که خطر آن به مراتب از این انحصار گرایی بیشتر است و نمونه آن را در دور قبل در بویراحمد دیدیم که کماکان ادامه دارد.

    پرداختن به این موضوع نیازمند بررسی دقیق‌تر و علمی‌تر است و نیت این مطلب پرداختن به این موضوع نیست.

    انتخابات کهگیلویه چه آنزمان که با گچساران یک حوزه مشترک را تشکیل می‌داد و چه امروز که چهار شهرستان بزرگ است و به همین خاطر به نام کهگیلویه بزرگ خوانده می‌شود و این به مذاق برخی‌ها خوش نمی‌آید با نام حاج محمد موحد گره خورده است و آقا هنوز هم ول کن این میدان پر حاشیه و پر اضطراب نیست.

    موحد دو دوره قبلی را به سختی پشت سر گذاشت او در دور نهم رد صلاحیت شد و هر چه به آب و آتش زد تاییدیه نگرفت در دور دهم هم در اتفاقی عجیب این بار تایید صلاحیت شد.

    موحد در تهران نام نویسی کرد ولی همان روز که عکس او در زمان ثبت نام جلوی درب ورودی فرمانداری تهران بر روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت همگان می‌دانستند وی برای کهگیلویه بزرگ برنامه دارد و در نهایت هم به کهگیلویه نقل و مکان کرد که در اوج فعالیت انتخاباتی و همزمان با شروع سخنرانی‌ها اعلام شد که صلاحیت موحد برای کهگیلویه رد شده است. در همان دو روزی که وی درگیر حل مشکل پیش آمده بود وقت و انرژی زیادی به همراه رأی زیادی از او بر باد رفت فیلم بازگشت موحد از تهران و گرفتن تاییدیه در فرودگاه اهواز عمق خستگی و شکستگی را در چهره موحد نشان می‌داد ولی او آمد و در کارزاری کاملاً دو قطبی با عدل هاشمی پور که روزگاری نه چندان دور از حامیان او بود و با همان قسم‌های جلاله خاص خودش زمانی در سوق موحد را بی نظیر خوانده بود، بازی را واگذار کرد. شکستی که کاملاً مشخص بود برای او سنگین است و موحد حتی حاضر به پیام تبریک نیز نشد ولی حاج عدل خیلی زود در پی درگذشت فرزند موحد به او پیام تسلیت داد.

    از فردای همان روز ۷ اسفند ۹۴ بر همگان مسجل بود که موحد برای سال ۹۸ هم برنامه دارد و خود نیز ابایی از بیان این موضوع ندارد. وی هنوز هم اگر بتواند کارهایی انجام می‌دهد و در مقابل برخی ظرفیت‌های حاج عدل می‌داند که دستش خالی است و به همین دلیل مهربانه تر برخورد می‌کند و در نشست‌های بیشتری از جمله چهلمین روز و سالگرد درگذشت برخی درگذشتگان نیز شرکت می‌کند.

    موحد هنوز که هنوزه ادم های دور و برش تغییری نکرده اند در حالی که خیلی‌ها همین آدم‌ها را از عوامل دوری از موحد می‌دانند البته در یکی دو سال اخیر برخی جوانان که اکثراً دارای علقه‌های نسبی و سببی با او هستند دست به قلم شده‌اند و کارهای رسانه‌ای آقا را انجام می‌دهند اما اینکه یک فرد بعد سال‌ها حضور در مجلس و در قدرت باز می‌تواند چه داشته‌ای داشته باشد سوالی بزرگی است که هرگز نمی‌توان بیطرفانه از کنار آن گذشت. این موضوع دلیلی برای تایید عملکرد نمایندگان بعد از موحد نیست ولی انچه محرز است کهگیلویه شرایط مناسبی ندارد و همین جاست که می‌توان به یک تفاوت بزرگ بین امثال موحد و بزرگواری و تا حدودی عدل هاشمی و کسانی چون زارع و هدایتخواه با تاجگردون اشاره کرد و اینکه اینها هم فاقد هر نوع تخصص و سابقه اجرایی و بعضاً با مدارج ضعیف و به ادعای برخی‌ها سفارشی هستند اما تاجگردون هم دارای سابقه کار بالای اجرایی و هم مدرک مرتبط و علمی است. البته این گزاره نه به معنای تایید مطلق تاجگردون و عملکرد اوست و نه به این معنا است که مجلس باید همگی اقتصاد دان باشد بلکه لازم است همه رشته‌ها و حوزه‌ها هم باشد ولی کهگیلویه و کل استان نیازمند یک فرد عمرانی و کارکشته و یا حداقل سیاسی به معنای واقعی است و موحد هم این کاره نبود با این تفاوت که او وقتی به مجلس رفت عضو کمیسیون اصل نود مجلس شد ولی بزرگواری عضو کمیسیون نامرتبط کشاورزی شد در حالی که در کل سابقه‌اش در حوزه کشاورزی احتمالاً همان گندم بج کاشتن وجود داشت.

    طرفداران عدل می‌گویند عدل دارای سابقه اجرایی است و فهمی از اجرا دارد و به همین خاطر است که او پیگیر است ولی مخالفان می گویند اجراهای او هیچ کدام به سرانجام نرسیده ست که نمونه‌اش همین جاده پاتاوه و دهدشت است و از لحاظ علمی نیز وی فاقد تحصیلات آکادمیک است و همین هم باعث می‌شود که در نوع صحبت کردن و سخنرانی ضعیف باشد.

    به احتمال قریب به یقین دو قطبی سفت و سخت موحد و هاشمی‌پور این دوره نیز تکرار خواهد شد. وضعیت اقتصادی کشور و ناهمسو بودن دولت با هاشمی پور کار را برای او سخت کرده است و جز پیگیری‌های بی نتیجه و برخی سخنان نه چندان دلچسب از او چیزی در خاطر مردم نیست ولی حاج عدل به دم انتخابات و استفاده از شگردهای انتخاباتی دلخوش کرده است البته وی پیگیر چند طرح دیگر نیز است که از جمله گازرسانی به دیشموک و قلعه رئیسی است در مورد پتروشمی کلاچو نیز تنها نتیجه حاصله تلی از خاک برای مردم آن منطقه و یک اعتبار ریالی خوب برای پیمانکار طرح بوده است.

    موحد موانع زیادی برای تکرار یکی از آن شب‌های طلایی‌اش در سال‌های ۷۰، ۷۴، ۷۸، و ۸۲ دارد. رقیبش فرد قدرتمندی است که حداقل برای اولین بار توانسته است او را شکست دهد و هنوز هم با وجود برخی ریزش‌ها نشانه‌های از قدرت و ظرفیت رای آوری را دارد. مدیران و فرمانداران سال ۹۸ قطعاً با موحد همسو نخواهند بود و در میان فرمانداران فعلی تنها اگر دارا کریمی نژاد تا آن موقع باشد شاید موحد را بر هاشمی پور ترجیح دهد. هر چند تا آن با این اوضاع تغییر و چرخش‌های که مرسوم شده است هر اتفاقی ممکن است.

    پیش‌تر و در ابتدای شروع به کار علی محمد احمدی گفته می‌شد روابطی میان استاندار و موحد وجود دارد ولی تا کنون در عرصه سیاسی استان نشانه‌ای که تاییدکننده این رابطه باشد بروز نکرده است. مضافاً که استاندار در آنزمان نمی‌تواند بی تفاوت باشد و در قبال تهران باید پاسخگو باشد و رای اوردن هر نیروی مخالف دولت به‌ویژه کسی که در ستاد رئیسی بوده است برای او یک نمره بزرگ منفی که ممکن است به عمر سیاسی‌اش ضربه بزند به حساب می اید.

    مشکل دیگر موحد و یا هر مدعی دیگر در حوزه‌های انتخابیه استان بر می‌گردد به هم پوشانی‌های شهرستان‌های استان که برخی از رای دهندگان دم انتخابات به شهرستان دیگر کوچ می‌کنند که این آسیب بیشتر از هر کسی متوجه موحد در کهگیلویه و روشنفکر در بویراحمد به صورت دو طرفه است.

    در طرف مقابل نیز حاج عدل با مشکلات زیادی درگیر است برخی از نزدیکان حاج عدل به خاطر سهم خواهی ها و برخی انتقادات از او فاصله گرفته‌اند و به سمت موحد رفته‌اند.

    تا زمانی که موسی خادمی استاندار بود تعامل خوبی با هاشمی پور داشت ولی امدن احمدی حداقل تا اینجای کار برای هاشمی خوب نبوده است. انتصاب معاونین استاندار و عدم حضور نیرو از کهگیلویه در این ترکیب موجی از اعتراض به استاندار و به تبع آن به هاشمی پور را در پی داشت. منتقدین معتقد بودند این نادیده گرفتن به‌واسطه ضعف هاشمی بوده است. وی تلاش کرد تا جبران مافات کند تهدید به سوال کردن از وزیر کشور در صحن مجلس کرد. حرکت نه چندان جالب و غیر سیاسی که چندان با استقبال مواجه نشد چرا که فاقد یک پایه منطقی و کاربردی بود. هاشمی پور به جمع امامان جمعه رفت و تلاش کرد آنها نیز هم صدا با او استاندار را مجبور به توجه بیشتر به هاشمی‌پور کنند.

    با وجود این موانع ولی باز هاشمی پور نشان داد که موضوع برایش مهم است در نهایت هم گفته می‌شود او با استاندار آشتی کرده است و احتمالاً از قبل این آشتی فرمانداران سهم هاشمی پور شود موضوعی که بیشترین آسیب را به اصلاح طلبان آن دیار وارد خواهد کرد و به احتمال زیاد هر فرمانداری باید از صافی هاشمی پور بگذرد و گزینه که این روزها صحبتش برای چرام مطرح است صدور حکمش نامحتمل باشد چرا که بستگی به نظر حاج عدل دارد جز اینکه حاج عدل نیز او را تایید کند.

    جنگ رسانه‌ای و یا به عبارتی تسویه حساب‌های دو طیف که بیشتر ریشه قومی دارد هر روز در سایت‌ها وشبکه های اجتماعی میان دو گروه عدل و موحد دنبال می‌شود و هر دو هم همدیگر را متهم به کم کاری برای کهگیلویه می‌کنند که مجموع نظر دو گروه که کنار هم گذاشته شود واقعی است و کهگیلویه مظلوم مظلوم است.

    در دوئل عدل و موحد به نظر می‌رسد جای برای نفر سومی نباشد اصلاح طلبان ان دیار سال‌ها دچار رخوت مطلق و اختلافات شدید هستند و یا نیرو ندارند و اگر دارند ان دو جریان بخشیش با ان مخالفند و یا هم تایید صلاحیت نمی‌گیرند.

    رهبران انها هم به جای بستر سازی و حمایت از نیروهای جوان مدام دنبال رایزنی برای خودشان هستند. حامیان انها هم مدام در شبکه‌های اجتماعی به هم حمله می‌کنند و در جنگ میان اصلاح طلبان در واقع نوک انتقادات متوجه طیف اصلاحات دیگر است همان گونه که رقیب عدل و یا موحد اصلاح طلبان نیستند و چه بسیار نیروهای اصلاح طلب که یا آشکارا و یا پنهانی در این دو طیف موحد و هاشمی پور مستحیل شده‌اند. بسیاری از نیروهای شاخص اصلاحات در دور قبل یا رسماً و یا به صورت مخفی و به شکل‌های مختلف ای از سردار و یا اقا حمایت کردند.

    بعد از عدم حمایت منطقیان از علی کامرانی گزینه دو سال پیش لیست امید در کهگیلویه که خود دلیل این عدم حمایت را عدم صلاحیت کامرانی عنوان کرد و برخی انرا تلافی منطقیان از لاهوتی برای عدم حمایت لاهوتی از رستاد در سال ۸۶ و یا مسائل قومیتی می‌دانند این اختلافات در اوج قرار دارد البته بخش زیادی از نیروهای نزدیک به منطقیان از کامرانی حمایت کردند.

    دوئل عدل و موحد می‌تواند فرصت مناسبی برای عرض اندام نیروهایی که من آنها را «جریان چهارم» در کنار این هاشمی پور و موحد و طیف اصلاحات میدانم است ولی این که این نیروها شامل چه کسانی است و آیا چنین افرادی می ایند یا خیر فعلاً معلوم نیست.

    در میان اصلاح طلبان فعلاً علی کامرانی خود را محق‌تر از بقیه می‌داند و خوب هم فعالیت می‌کند ولی سه مشکل پیش روی اوست اول بحث تایید صلاحیت است بعد حمایت همه رای دهندگان قبلی و سوم ظهور برخی چهره‌های جدید است.

    گزینه‌های تهران نشین کاملاً فضا را رصد می‌کنند اکثر انها امیدوارند به خاطر دوری از استان تاییدیه بگیرند و یا در تهران نام نویسی کنند و بعد تغییر حوزه انتخابیه دهند.

    کسانی همچون علی اسماعیلی، ریحان سروش مقدم، علی آرام، اسکندر یارنسب و.. از جمله این نیروهاست این در حالی است که در دور قبل علی ارام اگرچه از سوی طیف منطقیان حمایت شد ولی در رای گیری روز اخر رای کمتری از علی کامرانی اورد و سعی کرد با رفتارهای حمایتی از کامرانی به گونه‌ای عمل کند که در این دور مورد حمایت دو طیف قرار گیرد. یارنسب نیز در تهران نام نوشت و تایید شد و به کهگیلویه امد ولی هیچ حمایتی از او نشد و قطعاً بعید است این دور بیاید جز اینکه بخواهد جز همان جریان چهارم باشد. مابقی هم شرایطی بهتر از یارنسب ندارند و انها هم در تاییدیه گرفتن مشکل دارند همچنان که علی اسماعیلی با آن سابقه صلاحیتش احراز نشد و هم اگر بیایند چندان مورد حمایت قرار نخواهند گرفت. چرا که در اینجا آنها متهم به کم کاری و عدم توجه به نیروهای شهرستان هستند و هم اینکه در درد و رنج‌های شهرستان سهیم نبودند و مشکل سوم هم اینکه باید مطلقاً وابسته به یکی از این دو طیف لاهوتی و منطقیان باشند.

    در برخی از سایت‌ها اخیراً شنیده می‌شود رضا دهبانی پور برای انتخابات آینده کهگیلویه برنامه دارد او مدیرکل فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان است که اخیراً زمزمه‌هایی مبنی بر جابجایی او و کوچش به جاهای دیگر شنیده می‌شود. دهبانی پور در صورت حضور می‌تواند حمایت طیفی از اصلاح طلبان را در پشت سر خود داشته باشد قطعاً بین وی و کامرانی در نهایت یک نفر در صحنه می‌مانند دهبانی هم مستعد آمدن با پرچم همان جریان چهارمی است.

    اینکه آیا کسانی که با پرچم جریان چهارم می ایند نتیجه به این معنا که به مجلس بروند خواهند گرفت یا خیر بعید است و آنها در این دور می‌تواند بر روی به دست آوردن یک رای خوب برنامه ریزی کنند تا در دوره‌های اینده شاید اتفاقات به نفع آنها تمام شود.

    بی شک گزینه‌هایی همچون لطیف رستاد نیز در این دوره نیم نگاهی یه کهگیلویه و انتخابات آن خواهند داشت ولی تاکنون رسماً موضع و یا صحبتی برای آمدن نداشته است جز یک گفت و گوی کوتاه تلفنی که او گفته بود تابع تصمیم جمعی در شهرستان است

    سایر گزینه‌های اصلاح طلب چه خوب و چه ضعیف در دور قبل رد صلاحیت شده‌اند ولی ممکن است در سال ۹۸ نام نویسی کنند. آن‌ها شانس کمی برای ماندن دارند و شانس کمتری برای به دست اوردن حداقلی از رای ماخوذه.

    در برخی محافل صحبت از حضور موسی خادمی نیز شنیده می‌شود خیلی‌ها او را یک گزینه خوب و دارای سابقه و ظرفیت بالابرای کهگیلویه می‌دانند اما بدون شک او در هیچ شرایطی نمی‌تواند حمایت لاهوتی و نیروهای نزدیک به او را داشته باشد. موسی خادمی در دوران استانداری‌اش اگر چه انتقادات زیادی متوجه اش بود ولی در مجموع توانست کارنامه خوبی از خود به جا بگذارد و تعداد زیادی نیرو از مناطق استان دور خود جمع بکند.

    وی تا مادامی که استاندار لرستان و یا مسئولیت هم سطح و بالاتر از این است در انتخابات شرکت نمی‌کند و شاید اگر عمری باشد و شرایط تغییر زیادی نکند وی در ۱۴۰۲ نامزد انتخابات کهگیلویه شود که خود تحلیل مفصلی می‌طلبد.

    علی افشانی هم ممکن است بی میل به حضور در کهگیلویه نباشد او نام نیکی از خود در فارس به یادگار گذاشت و چندان در این دوقطبی منطقیان و لاهوتی نمی‌گنجد وی از ظرفیت‌های خوبی برای رقابت با موحد و عدل نیز برخوردار است شاید تنها مانع ویان باشد که مجبور است برای ثبت نام از معاونت تقریباً کم اثر عمرانی وزیر کشور استعفا دهد که شاید برایش سخت باشد هر چند او با غلظت کمتری مشمول همان قاعده‌ای که می‌گوید چون در شهرستان نبودی پس حق ثبت نام نداری نیز می‌شود. ناگفته نماند افشانی زیر فشار فارسی‌ها از یک طرف و احتمالاً عافیت طلبی خود هیچ رشد و حمایت درخوری از بچه‌های استان در فارس نداشت.

    برخی نیروها که خود را ارزشی و از انقلابیون اصیل می‌دانند نیز در این تقسیم بندی‌های ذکر شده قرار نمی‌گیرند اگر چه موحد و هاشمی در ظاهر هر دو اصولگرا هستند و حتی موحد در کمپین انتخاباتی رئیسی بسیار فعال بود ولی باز نیروهای وابسته به جریانی چون پایداری کاملاً او را قبول ندارند وبی میل نیستند اگر نیروی توانا و رای اوری از جنس ستار هدایتخواه و نه نیروهایی از جنس محمد جهانبخش و فرزاد نجات نیا داشته باشند با پرچم این جریان به صحنه بیایند.

    در دوره قبل بزرگواری در یک حرکت قابل تقدیر از صحنه انتخابات کنار کشید ولی مشخص نیست که آیا برای همیشه کنار رفته است و یا ممکن است بعد از چهار سال دوری از مجلس دوباره هوای مجلس به سرش بزند که در آن صورت کار بسیار مشکل و بعیدی پیش رو دارد.

    حبیب الله پیشوا نیز ممکن است در فکر کهگیلویه باشد او دور قبل در بویراحمد نامنویسی کرد و ظاهراً قصد رفتن به کهگیلویه را داشت ولی در دقایق آخر این اتفاق نیفتاد که مشخص نشد علت چه بوده است با این وجود هوادارانش در این دوره نیز تلاش خواهند کرد تا خروجی اصولگرایان بویراحمد باشد. در مورد او باید مفصل‌تر سخن گفت.

    فاتحه خوانی کماکان بهترین محل فعالیت برای سیاسیون استان است هم امن است و هم آرام و هم کار خیری است و روح درگذشته‌ای را شاد می‌کند. برای کسی که کل ذهنیتش متمرکز بر انتخابات و کار انتخاباتی است نمی‌توان بیش از حضور در یک فاتحه خوانی انتظار داشت ولی کنش گران واقعی‌تر باید کمی فعالتر باشند و حداقل از زاویه انتقادی به این فضا ورود کنند و به ترسیم این ساختار بپردازند. رفتن به فاتحه خوانی فی نفسه اشکالی ندارد اما کل فعالیت یک سیاستمدار حضور در فاتحه خوانی باشد کمی نگران کننده است و نتیجه‌اش هم می‌شود همین وضع توسعه‌ای که در استان حاکم است.

    کهگیلویه دورنمای روشنی ندارد بحران‌های اقتصادی و اجتماعی از جمله مهاجرت در آن به مرز هشدار رسیده است و داعیه داران صرفاً برای انتقام گرفتن ول کن فضای انتخاباتی نیستند. محمد موحد و اطرافیانش با دل پری صحنه سیاسی استان را رصد می‌کنند و هاشمی پور هم صرفاً یک خوش بینی حس ششمی دارد و لاغیر. اصلاح طلبان هم عادت کرده‌اند و الان هم بیشتر از هر زمانی ناامید هستند چرا که حتی استاندار دولت مورد حمایت خود را علیه خود می‌بینند.

    نیروهای دیگر هم در فضای انحصاری قدرت نه قدرت و نه ثروت و نه جرات عرض اندام دارند همیشه یکی و دو جوان می‌آیند و بیشتر دنبال عرض اندام شخصی هستند و دیگر می‌روند و به قولا پشت سرشان را هم نگاه نمی‌کنند.

    برخی هم می گویند هنوز زود است و زمان زیادی مانده است زمانی که قطعاً به سرعت باد خواهد گذشت آنها می گویند در این دو سال هر اتفاقی ممکن است؛ ما هم قبول داریم ولی داده‌های فعلی ابداً امیدوار کننده برای مسیر رشد و توسعه شهرستان نیستند.

    این مطلب بدون برچسب می باشد.

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.